ابوالمفاخر یحیی باخرزیدر لابهلای متون کهن اسلامی، آگاهی چندانی از سالهای نخستین زندگی و دوران رشد و بالندگی ابوالمفاخر یحیی باخرزی در دست نیست. آنچه مسلم است، وی نوهی شیخ سیفالدین باخرزی، از بزرگان تصوف خراسان بود که جایگاهی ویژه در میان علما و مشایخ زمان خود داشت.
ابوالمفاخر در قرن هشتم هجری، در فضای پرشکوه فرهنگی و معنوی خراسان بالید و بهعنوان یکی از دانشمندان نامآور آن عصر شناخته شد. او سرانجام در سال ۷۳۶ هـ.ق در بخارا درگذشت و یادگارهای ارزشمندی از خود بر جای گذاشت. مهمترین تألیف او
برچسب:
نویسنده: ساناز صالحپور
در خانههای روستایی تایبادفرش فقط یک زیرانداز نیست؛ بخشی از زندگی است. هنری که بیشتر به دستان زنان و دختران سپرده شده و از کودکی با آن بزرگ میشوند. قالیبافی برایشان هم کار است، هم روایت؛ روایتی از صبر، زمان و نقشهایی که آرامآرام جان میگیرند.
دارهای قالی در بیشتر فصلها برپاست، اما زمستانها جان تازهای میگیرد؛ روزهایی که سکوت روستا با ضرباهنگ دستها و گرهها شکسته میشود.گذشته از قالی و قالیچه و پشتی که امروز رواج دارد، در سالهای دور، بافتههایی چون کناره، توبره، قروتدان، پاردم و افسار ن
برچسب:
نویسنده: ساناز صالحپور
باخرزِ کهن، صدای مانده در خاک....«تا فراق تو منِ دلشده را پیش آمد
به صد اندوهِ غم و درد و بلا پیش آمد…»گر دهد دست که روزی به وصال تو رسم با تو گویم که مرا بی تو چها پیش آمد..شاعر خواجه علاءالدین علی صانعی...منبع... تذکرة مجالس النفایس علیشیر نوایی در منطقه تاریخی رِزه..قبرستان تاریخی #شاهزاده_قاسم. در شهر مشهد ریزه..سنگی خاموش روایتگر شاعری استکه فراق را زیستو وصال را به شعر سپرد؛خواجه علاءالدین علی صانعی باخرزی از نامهای بلندِ #باخرز_کهن. و #رزه. او میدانستراه عشق بیرنج نمیشودو آدمی،هر قدر
برچسب:
نویسنده: ساناز صالحپور
پلی به گذشته؛ آیینهای رمضان در سرحدات تایباددر سرزمین بادهای شرقی و دشتهای بیانتها، در حوالی تایباد و روستاهای سرحدات، رمضان فقط یک ماه نبود؛ یک «حال» بود، یک هوای تازه که از کوچههای خاکی میگذشت و بر دلها مینشست.
شبِ پیش از فرارسیدن ماه مبارک، عالمِ و بزرگ محل همراه با جمعی از مردان و نوجوانان روستا، فانوس به دست و دل به نور ایمان سپرده، در کوی و برزن راه میافتادند. صدایشان آرامآرام در تاریکی شب میپیچید و آیین «رمضانی» آغاز میشد؛ رسمی برای خبر دادن، برای بیدار کردن دلها پیش از آنکه
برچسب:
نویسنده: ساناز صالحپور
#ملک_باخرزی | پژواک یک شاعر خراسانی از دیار باخرز کهن...تاریخ ادبیات خراسان کهن تنها به شاعران پرآوازه خلاصه نمیشود؛ در میان برگهای کهن آن، نامهایی دیده میشود که هرچند کمتر شناخته شدهاند، اما سهمی ارزشمند در میراث شعر فارسی داشتهاند.
ملک باخرزی یکی از همین چهرههاست؛ شاعری از دیار باخرز کهن که در سده نهم هجری میزیست و نامش در منابع معتبر ادبی، از جمله مجالسالنفائس امیرعلیشیر نوایی، ثبت شده است.هرچند دیوان او تا در زمان حاضر به دست ما نرسیده و تنها ابیاتی پراکنده از وی باقی مانده است، ا
برچسب:
نویسنده: ساناز صالحپور
به بهانه آغاز تابستان..تابستان در تایباد یعنی...
فصل هندوانههای شیرین، خربزههای خوشعطر، انگورهای روچه، عسکری و لعل قرمز که زیر آفتاب داغ تابستان به شیرینی میرسند و زردآلوهای خوافی که عطرشان در کوچهباغهای مهروس میپیچد.تابستان یعنی پالیزهای گرمه در مهروس؛ دشتبون بودن .از سپیدهدم تا غروب، چشمبهراه رسیدن میوهها بودن در میان فیشفیش بادهای ۱۲۰ روزه، روزگار را با سایهبانهای ساده و نگاه به افق میگذراندند.. آببازی در چاههای مهروس، خنکای آب بر تن داغ، قاچ هندوانه و خربزه کنار جوی، گرمه
برچسب:
نویسنده: ساناز صالحپور
دِرو؛ خاتمه یک رنج، آغاز یک جشندر دشتهای گندمخیز تایباد، دِرو تنها بریدن خوشهها نبود؛ روایتی بود از همدلی، بخشندگی و باور به برکت. هر خوشهای که با داس بر زمین میافتاد، نشانی از ماهها تلاش و امید کشاورز بود..
رسم بر این بود که با خاتمه یافتن برداشت یک مزرعه، دروگران بیدرنگ راهی مزرعهای دیگر شوند تا دست یاری به همسایه بدهند. محصول، اگرچه از آنِ یک نفر بود، اما شادی برداشتش میان همه تقسیم میشد.وقتی تنها چند ردیف گندم باقی میماند، زمزمه دعا، صلوات و رباعی در دشت میپیچید. آخرین خوشهها را
برچسب:
نویسنده: ساناز صالحپور
#ملک_باخرزی | پژواک یک شاعر خراسانی از دیار باخرز کهن...تاریخ ادبیات خراسان کهن تنها به شاعران پرآوازه خلاصه نمیشود؛ در میان برگهای کهن آن، نامهایی دیده میشود که هرچند کمتر شناخته شدهاند، اما سهمی ارزشمند در میراث شعر فارسی داشتهاند.
ملک باخرزی یکی از همین چهرههاست؛ شاعری از دیار باخرز کهن که در سده نهم هجری میزیست و نامش در منابع معتبر ادبی، از جمله مجالسالنفائس امیرعلیشیر نوایی، ثبت شده است.هرچند دیوان او تا در زمان حاضر به دست ما نرسیده و تنها ابیاتی پراکنده از وی باقی مانده است، ا
برچسب:
نویسنده: ساناز صالحپور
#نغمهٔ_طی_باد.....چو دوتارِ کهن در بادِ سرحد نغمه سر سازد،
دلِ خسته ز آوازش رهِ باغِ سحر بازدز گنبدهای مولانا صفای عشق میبارد،نسیمِ صبح در صحنش غبارِ غم فرو ریزدنگهبانِ زمان، میلِ کرات استاده در صحرا،که از تاریخِ این مرز و بوم، افسانهها گویدرباطِ کهنِ عباسآباد، آرامِ رهپویان،هنوز از گامِ کاروان، هزاران خاطره بوید«طی باد» قصهخوانِ این دیارِ آفتاب و باد،ز دوتار و میل و مولانا، ترانه میسرایدبمان ای نامِ نیکِ سرحداتِ خاورِ ایران،که تا باد است و خاک است، یادِ تو هرگز نمیمیردAli Mirzaie Taybad.
برچسب:
نویسنده: ساناز صالحپور